در یک بعدازظهر داغ با دوستش مژگان خانم کس قلمبه دوست صمیمی آشنا شد مژگان او را به پارتی شبانه برد دنیای ممنوعه جایی که سارا با یک دکتر خوشتیپ مردی جذاب آشنا شد
دکتر به سارا پیشنهاد داد تا به مطبش بروند پیشنهادی مرموز سارا که از هیجان قلبش میتپید بیقرار قبول کرد در مطب دکتر محیطی صمیمی به طیز سارا نگاه کرد و به او گفت چه اندامی دارد چشمهای خیره سپس او شروع به مالیدن طیز سارا کرد شور و شهوت و سارا غرق لذت شد
سارا حس میکرد بالاخره آزاد شده است شادی بی قید و شرط از آن به بعد او همیشه به دنبال تجربههای جدید شوق کشف و جنده بازیهای داغ بود شهوت سیراب ناشدنی
او به یکی از جذابترین میلفهای عرب تبدیل شد بیپروا و فانتزیهای جنسی خود را بدون هیچ محدودیتی دنبال میکرد بدون هیچ ترس هر شب با مردی جدید هر بار تجربهای نو و هر روز داغتر از دیروز
او به معنای واقعی کلمه آزادی را پیدا کرده بود سعادت جنسی و دیگر هیچ چیز نمیتوانست او را از این مسیر باز دارد هیچ مانعی نبود این آغاز زندگی جدید سارا بود فصل جدید پر از کوس عربی و هیجان شور و شوق